هوا اینجا به دلیل گستره فضای سبز، چنددرجهای خنکتر از حوالی شهرهاست. پرندگان از اول صبح، در میان مزارع نیشکر زمزمه میکنند و نسیمی ملایم برگهای تکیه داده بر ساقهها را میجنباند. در میان مزارع، آب آرام در شیارها جریان دارد. آفتاب، تازه بر پهنه سبز نیشکر نشسته و ردیفها ساقهها تا دوردست امتداد یافتهاند.
کارگران مزارع نیشکر حکیم فارابی، چندنفری از روستای «امالحجار» شادگان و چند نفر دیگر از روستاهای «دریسیه» و «بیت واوی»، آفتابنزده، هر کدام در گوشهای، سرگرم آبیاری مزارع هستند و سرنوشت محصولی را رقم میزند که ماهها بعد در فصل «برداشت» شیرینی را بر سفره مردم خواهد نشاند.
مدیرعامل نیشکر در میان کارگران؛ صدایی که فراموش نشد
در میان همین رفتوآمدهای روزانه، پنجشنبه، یک روز مانده به میانه خردادماه، خودروی مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر وارد کشت و صنعت فارابی میشود. اما مقصدش نه ساختمانهای اداری است و نه سالنهای جلسات. مسیرش مستقیم به دل مزرعه میرسد؛ جایی که کارگران، نبض تولید را در دست دارند.
مدیرعامل در میانه مزرعه، به استقبال کارگران میرود. حلقهای کوچک میان ردیفهای نیشکر شکل میگیرد. دکتر علیرضا کاظمی، کنار کارگران میایستد؛ به گرمی دستشان را میفشارد، یکبهیک، احوالشان میپرسد و سپس پای صحبت و درد دلهایشان مینشیند. گفتوگویی بیواسطه و صمیمی؛ دور از تشریفات.
کارگرانی که از دغدغههایشان گفتند
محمد، یکی از کارگران روستای پیرامونی این واحد نیشکری که حالا پس از چند ساعت کار، آفتاب بر پیشانیاش نشسته و عرق شوری روی صورتش جاری شده، درحالیکه مدیرعامل دستهایش را به گرمی میفشارد، هم از مشکلاتش میگویند و هم از کارهای روزمرهاش؛ از آبی که باید بهموقع به مزرعه برسد، از مراقبتهای مستمر برای حفظ رشد نیشکر و از مسئولیتی که هر روز بر دوش آنان است. او میگوید: کار مزرعه سختی خودش را دارد، مهم این است که مدیران نیشکر از نزدیک ببینند اینجا چه میگذرد. وقتی مدیری میآید و از نزدیک سختی کارمان را میبیند این برای ما یک قوّت قلب است.
صدای کارگران باید شنیده شود
مدیرعامل توسعه نیشکر درست مثل یکی از خودشان، بادقت به این حرفها گوش میدهد. گاهی سریع به مدیر مربوطه ارجاع و گاهی درباره مسائل مطرحشده توضیح میدهد. گاهی فقط نگاه میکند به دستهای پینهبستهشان. به چکمههای گلی کارگران آبیار. به ساقههایی که تازه قد کشیدهاند.
دکتر علیرضا کاظمی در میان همین گفتوگوها، بر موضوعی تأکید میکند که از نخستین روزهای مسئولیتش بارها مطرح کرده است؛ «شنیدن صدای کارگران». او ایستاده در کنار کارگران بهآرامی میگوید: از روز اول گفتهام که صدای کارگر باید شنیده شود. تولید در این مجموعهها با تلاش شما شکل میگیرد و طبیعی است که دغدغهها، تجربهها و پیشنهادهای شما برای ما اهمیت داشته باشد.
باد آرامی از میان ساقههای نیشکر عبور میکند. صدای آب با گفتوگوها درهم میآمیزد و مزرعه نیشکر برای دقایقی به محل تبادل تجربهها و دغدغههای مشترک تبدیل میشود؛ دغدغه رشد محصول، بهبود شرایط کار و آینده تولید. در میان ردیفهای نیشکر، گفتوگوها آرامآرام به پایان میرسد و کارگران دوباره به مسیرهای میان مزرعه برمیگردند. آب همچنان در جویها جاری است و ساقههای سبز در سکوت مزرعه قد میکشند.
